بهار زندگی
وقتی عشقت تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بعد از اون چیکار کنی! شرمنده دلت باش که بهت اعتماد کرد
سلام به دوستای جیگر خودم. داستان عاشقانه ولی بسیار جالب این داستان واقعیه که درژاپن اتفاق افتاده.حتما بخونیدش. خیلی جالبه.شخصی دیوار خانه اش را بر ای نوسازی خراب میکرد( خانه های ژاپنی دارای فضای خالیبین دیوارهای چوبی هستند) این شخ در حین خراب کردن دیوار به مارمولکی برخورد که میخی درون پایش فرو رفته رفته. او بسیار متعجب شد. دقایقی بعد او با بررسی میخ متوجه شد این میخ هنگام ساخت این خانه در پای این حیوان فرو رفته و ازساخت این خانه حدو 10 سال گذشته است. رنگ از چهره اش پرید. با خود گفت چگونه ممکن استاین حیوتان به مدت 10 سال بدون آب و غذا زنده مانده باشد؟ ناگهان مشاهده کرد مارمولک ماده ای با کمی غذا در دهان آن را برای مارمولک زخمی می اورد شخص متعجب و حیرت ماند. چطور ممکن است حیوانات این چنین به عشق خود پایبند باشد اما بیشتر انسان ها این چنین نیستند. بگذارید خیلی رک حرفم را به کسانی که به عشقشان خیانت میکنند بگویم : یعنی انسان کم ارزش تر از یک مارمولک است؟ خودتان قضاوت کنید...................... و در اخر پیشنهادی به خواهران گلم. دخترانی که ملاک انتخابشان خودروی طرف است! همانا پس از مدتی همچون روغن موتور آن خودرو تعویض میشوند! امیدوارم از مطالب لذت برده باشید دز این روزها به هر دو وبلاگم سر میزنم ( ادرس وبلاگ دومم را با عنوان نجوم اماتوری بویین زهرا لینک کرده ام) و به نظرات پاسخ میدم اما نمیتونم آپ کنم. بازم عذزخواهی میکنم. تا آپ بعدی بای بای اگه عشق نباشه مولکول های اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگر رو فشار بدن که اشک جفتشون دربیاد. سلام به همگی. امیدوارم این روزا رو خوب سپری کرده باشید. نماز و روزتونم قبول راستی اگه مطلب عاشقانه ای سراغ دارین بهم بگین تا براتون بذارم. اگه میخواین با هم تبادل لینک کنیم حتما نامی رو که میخواین من لینکتون کنم بنویسید و اگه خواستین منو لینک کنید با همون نام بهار زندگی لینکم کنید. اگه اهنگ قشنگ با ریتم آروم سراغ دارین حتما کدشو برام بفرستین چون من هرچی گشتم نتونستم یه اهنگ قشنگ پیدا کنم. خب به وبلاگ نجومم هم سری بزنید و از مطالب علمیش استفاده کنید. راستی نظر یادتون نره بازم به من سر بزنید و هر سوال یا پیشنهادی داشتین بگین. تا بعد دفتری بود که گاهی من و تو باد دلنوشته های عاشقانه سلام دوستان. خوبین نفس می کشم نبودنت را مفهوم عشق از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است . عشق یعنی؟ عشق یعنی مستی و دیوانگی
امیدوارم تابستون بهتون حسابی خوش گذشته باشه. معذرت میخوام که به قول خوم عمل نکردم.
از این به بعد وبلاگ رو تقریبا 5 ماه 5 ماه آپ می کنم.دیگه به بزرگی خودتون ببخشید چون به خاطز بازگشایی مدارس و سنگینی درسای دبیرستان وقت نمیکنم به نت بیام. راستی بازگشایی مدارس رو به همه ی بچه های ایرانی ممخصوصا اونیایی مثل من تازه دارن میرن دبیرستان تبریک میگم و امیدوارم در هر جای ایران هستن موفق باشن. 



![]()
![]()

به خاطر وقفه ای که توی این چند روز اتفاق افتاد معذرت میخوام. شرمنده .....
آخه این چند روز اینترنت به طور مرکزی قطع شده بود و کارهای همه لنگ مونده بود. دیگه به بزرگی خودتون ببخشید.

![]()
![]()

می نوشتیم در آن
از غم و شادی و رویاهامان
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد
که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتی از من:
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخترین انسانم...
ولی افسوس
مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!![]()
![]()
به نوازش گیسوان من بیا
و فریاد مرا با خود ببر
بی وفا یان را به تو سپرده ام
آنان که در دل خود سنگ رو یانده بودند
و تنهایی را به من آموختند
و آنان که خود از سنگ بودند
و آتش را در دل من بر افروختند
![]()
![]()
امیدوارم تا اینجا از مطالب لذت برده باشید. از این به بعد میخوام هر هفته یه جمله یا یه مطلب کوتاه همراه با تصاویر عاشقانه ی زیبا با عنوان دلنوشته های عاشقانه براتون بذارم.
امیدوارم خوشتون بیاد.

نیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم ...
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه
به هزار در
نکند یاد آغوشت بیفتم ...
![]()
![]()
در آن بین پسری برخاست و پیش از اینکه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد:یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات کوچکترین حرکتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان که به اینجا رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود که"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."
قطره های بلورین اشک،صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد یا فرار می کند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناک ،با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
![]()
![]()
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.
![]()
![]()
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان
![]()
![]()
| پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ |
